جشن فانوس در پانزدهمین روز از اولین ماه قمری یک «تجمع کوچک» است که در استخوانهای چینیها حک شده است-گرچه سال نو بیش از نیمه تمام شده است، اما این کاسه گلولههای برنج شیرین و چسبناک و یک میز پر از غذاهای گرم، آیینی ملایم است که در گذر زمان پنهان شده است.

مدیر کل وانگ قبلاً مفهوم "اتحاد مجدد" را وارد شرکت کرده بود: در آشپزخانه، قابلمه های بزرگ با گلوله های برنج می جوشیدند-پر کنجد درخشان، پرکننده بادام زمینی معطر، و خمیر لوبیا قرمز پرکننده نرم-در کاسه های سلادونی که با کاراکتر "福" حک شده بود سرو می شد. روی میز ناهارخوری، شکم گوشت خوک سرخ شده روی بشقابها میلرزید، کوفتهها به رنگ نقرهای درخشیدند، و-سبزیجات سرخشده سبز ترد و لطیف بودند-همه "طعم خانه" را که کارمندان اغلب در مورد آن صحبت میکردند.
در نیمه های غذا، مدیر کل وانگ دستانش را زد و یادداشتی را در دست گرفت: "امروز دو ساعت زودتر از محل کار خارج شوید-همه زودتر به خانه بروید، با خانواده خود یک کاسه گلوله برنج بپزید و یک معما را حدس بزنید." به محض اینکه صحبتش تمام شد، صدای تشویق در دفتر بلند شد. فانوس ها به رنگ قرمز روشن بیرون پنجره ها آویزان بودند، در حالی که شمع ها در داخل با نور گرم سوسو می زدند. معماهای دست نویس کارمندان در راهرو پست شد-"معما مربوط به "Yuanxiao" (گلوله های برنج شیرین) را حدس بزنید، اصطلاح چیست؟" "اتحاد مجدد!" خنده روی باد می پیچید و به درختان چنار پایین می خورد و حیاط را با عطری شیرین پر می کرد.


جشن فانوس در پانزدهمین روز از اولین ماه قمری یک "تجمع کوچک" است که در استخوان مردم چین حک شده است.
در واقع، به اصطلاح "تجمع مجدد" چیزی نیست جز کسی که افکار شما را در ذهن نگه می دارد: یک کاسه گلوله های برنج چسبناک داغ، یک میز- غذاهای پخته شده خانگی، و یک "زودتر به خانه بیا." این فستیوال فانوس، چراغهای دفتر و چراغهای خانه به هم متصل شده و قلب هر کارمندی را پر از گرما میکند.
